لحظه لحظه
 
قالب وبلاگ

   بسم الله الرحمن الرحیم

 

چون میخواستم نام خدا در صدر وبلاگم بمونه تاریخش رو واسه سال 95 زدم. آخه نتونستم به عنوان مطلب ثابت بزارم.

[ ٢٦ مهر ۱۳٩٥ ] [ ٥:۳٠ ‎ب.ظ ] [ خودم! ] [ نظرات () ]

به نام او که خدای همه است...

یه وقتایی یه حرفی می شینه کنج دلت که دلت میخواد فریادشون بزنی اما به هزار دلیل ترجیح میدی سکوت کنی!

دلیل اول اینکه می دونی با بیان اون حرف اولین کسی که محکوم میشه، خودتی! چون دیگران حق به جانبند! انتقاد ناپذیرند! خودبرتر بینند!

دلیل دوم اینکه فعلا مجبور به تحمل اون آدم ها هستی و حرف زدن، فقط و فقط اون ها رو بدتر می کنه دقیقا به همون دلیل اول!!!

این وسط ثانیه به ثانیه منتظری تا یه معجزه رخ بده. معجزه ای که باعث شه طی یه اتفاق خوشایند، از اون آدم ها جدا شی تا هم خودت به آرامش برسی و هم اگر کسی با دیدنت برای خرد کردنت تلاش می کنه، دیگه بیشتر از این برای رسیدن به هدفش تو زحمت نیفته لبخند

محل کار آدم جاییه که میزان قابل توجهی از روزت رو اونجا و دربین آدم هایی به اسم همکارو گاهی دوست، سر می کنی و حالا وای به وقتی که رفتار همون افراد روی اعصابت باشه.به ویژه که این رفتارهای مزخرف، توهم توطئه، غیبت، زیرآب زنی و تخریب بقیه به دلیل خودبرتر بینی مفرطططط!!!! بعد از ورود یکی از عزیزترین هات به همون مجموعه افزایش پیدا کنه و تو ببینی و نتونی بزنی تو دهن کسی که خودش رو حق می بینه و جز جو دادن، تخریب، بددهنی و زیرآبی رفتن کار دیگه ای بلد نیست لبخند

این روزها توی دوراهی رفتن و به آرامش رسیدن یا موندن و درآمد به شرط تحمل موندم! البته رفتنم چیزیو حل نمی کنه. همه جا از این افراد هست. توی این محیط هاست که آدم های مختلف رو با برخوردهای متفاوت می بینی و حس میکنی بزرگ شدی. حس میکنی تازه داری تجربه کسب میکنی و هنووووز اول راهی.

اما عقیده دارم همون کسی که با توسل به واسطه هاش این شغل رو برام جور کرد، می تونه شغل بهتری برام مهیا کنه، روزیمو از جایی که نمی دونم برسونه و یا با یه اتفاق خوشایند و قرار دادنم توی مسیر ساخت یه زندگی و هدفی بالاتر، منو از این محل و آدماش جدا کنه و آرومم کنه.

+ چقدر بده این وسط همه یادشون بیاد تورو درست کنن! چقدر بده اون که روش حساب میکنی و اوقات تنهاییتو باهاش پر می کنی، موجب آزارش بشی و نتونه تحملت کنه و فقط کارش شده نصیحت کردن تو، دلخور شدن از تو، نفهمیدن تو، ....

[ ٢۳ فروردین ۱۳٩٥ ] [ ٩:۱٤ ‎ب.ظ ] [ خودم! ] [ نظرات () ]

چهارشنبه 20 خرداد 94

سلام عرض میشه نیشخند

وبلاگ نویسی یادم رفته بس که نیومدم خنده بااجازه شریفتون اینقدر روزها توی محل کار کله مبارکم توی کامپیوتر و سایت و ... هست که دیگه توی خونه بیخیال لپتاپ میشم. صرفا کله امو می چپونم اندر گوشی زبان

از قبل از عید مطلب نذاشتما! چه جالب انگیزناک لبخند

نسیبه بانو باشما که ارتباط مستقیم دارم ولی شرمنده وبلاگت نرفتم خیلی وقتهنیشخند

آجی گل میام بهت سر میزنم.چشمک

امید خان شما هم که آدرسی ازت ندارم. فقط اینجا کامنت میذاری و میری و ممنون ازت لبخند

آخرین روزهای بهاریتون طلایی و خوش باشین

تابعد بای بای

[ ٢۱ خرداد ۱۳٩٤ ] [ ٤:۳٥ ‎ق.ظ ] [ خودم! ] [ نظرات () ]

پنجشنبه 28 اسفند 93

سلام لبخند

الکی الکی عید شدها. اوم قبلا چقدر دوست داشتم عید رو. با همه استرسی که روزای آخر و دم سال تحویل داشت، بازم حالم خوب بود. الان بد نیستم. خوبم ولی عادی ام. خیلی عادی! عید پارسال حالی ازم گرفت که دلم نمیخواد بگم نوروز رو دوست دارم، بهار رو دوست دارم، فروردین رو دوست دارم.

سالی که گذشت خیلی خوبی داشت.درسم تموم شد، رفتم سرکار، خیلی دوستام ازدواج کردن، خبرای خوب شنیدم، لحظات خوبی با دوستای خاص! داشتم و خیلی چیزای دیگه. درکل بااینکه شروعش قشنگ نبود اما بی انصافیه بگم کلا  بد بود، ولی مشتاق تموم شدنش بودم و هستم. دلم روشنه واسه سال 94! مطمئنم سال خوبیه. با شنبه شروع میشه و با شنبه تموم میشه و این نشونه خوبیهلبخند

امیدوارم نوروز 94 خوب باشه. هرچند الان یک ساله که میدونم برای همیشه یه غمی ته نوروزهای من موج میزنه ولی بازم میگم خدایا حکمتت رو شکر.

واسه همه همه عزیزان و دوستان خوبم آرزوهای قشنگ دارم در سال جدید!

عیدتون مبارک باشه و سرشار از لحظات نابی که دوست دارین در کنار عزیزانتون.

واسه منم دعا کنید

لحظات پایانی اسفند 93 بخیر و به امید شروع یک سال پر از شادی و اتفاقات قشنگ غیرمنتظره لبخند

 

می دهم خود را نوید سال بهتر ... 

[ ٢۸ اسفند ۱۳٩۳ ] [ ۱٠:٥٩ ‎ب.ظ ] [ خودم! ] [ نظرات () ]

دوشنبه 13 بهمن 93

سلام لبخند

آخی! چه وبلاگ گناهی دارم من خنده 

امروز داشت یه تیکه از کارتون بابالنگ دراز پخش میکرد از شبکه نسیم، گفتم چقدررر من از شخصیت شیطون این بشر (= جودی) خوشم میاد.الکی خوش و سرخوش و همه جوره خوش خنده البته غم و غصه هم داره ولی از شنگول بازی هاش که رسما به خنگ بازی میخوره خوشم میاد. یه جا خوندم الکی خوش بودن شرف داره به ناخوش بودن!!! والا نیشخند حال خوب این روزام از عوارض استفاده از انرژی مثبت و پیگیری مطالب مربوط به قانون جذبه. نگرانی همیشه هست ولی اینکه نذاری رو مخت بره و مثل مته ذهنتو سوراخ کنه مهمهعینک

هفته قبل رفتیم قشم!!! بسیار خوش بگذشت. بسی حال کردم. آب و هوا عالی و بهاری. اجناس ارزوننیشخند و دیدار با دوستان خانوادگی هم که جای خود دارد.

فراموش نشه که حقوق گرفتم دقیقا قبل از سفر!!! یعنیا خدایا دمت گرمم! عاشقتم قلب نیشخنداز خود راضی (این شکلک ها نباشه رسما متن من نابوده ها،احساس میکنم نمیشه بدون شکلک حرف بزنمخنده

همین جا خدارو بخاطر حضور یه سری افراد توی زندگیم به شدت شکر میکنم. همین طوری یهویی خجالت

پنجشنبه فک کنم ارشد دارم!!! نیشخند 25 تومن پول دادم متاسفانه وگرنه قید کیک آبمیوه اشو میزدم. واقعا چرا همچین غلطی کردم. ثبت نام ارشدم چی بود دیگه واقعا منتظر

دلم یکی دوروز بیکاری میخواد که برم خرت وپرت بخرم. چقدر شبا طولانیه. تکون میخوریا هوا تاریک میشه خوب. میخوام کاکتوس بخرم! کلاس ایروبیک حوالی خودمون پیدا کنم! یه سری خرت و پرت جهت امر خوشگل سازی بخرم!خیال باطل

آیا میشه یه نظر بدین در راستای تعویض قالب وبلاگ؟ چه جوریا باشه؟لبخند

شب بخیر!!! عاقبتتون بخیر البته چشمک

[ ۱۳ بهمن ۱۳٩۳ ] [ ۱٠:٢٥ ‎ب.ظ ] [ خودم! ] [ نظرات () ]

چهارشنبه 24 دی 93

چه حال خوبی دارم!!!! آرامش رو با سلول سلول بدنم حس میکنم. خدایااااااااااا شکرت!

سلام نکردم زبان سلامممممممممم به هرکی که میخونه 

وقتی یه نصفه روز تو کلافگی و بلاتکلیفی و دل شکستگی و تنهایی دست وپا بزنی و بدتر از همه نتونی گریه کنی!!! هیچی نمیخوای جز یه دل آروم

بعد اذان ظهر میشه. همچین صدای اذان میپیچه تو گوشت که تا عمق وجودت میشینه

جالب ترش اینه که یه مطلب طرف صبح خونده باشی که : موقع اذان یکی از پنج موقعیتی هست که دعا مستجاب مبشه!! و دعا میکنی : خدایا آرومم کن! تکلیف خودمو دلمو روشن کن. خودت بگو چیکار کنم! کمک کن اگر قراره اتفاقی بیفته دلم بااتفاقه باشه و خودمم راضی باشم

ظهر میای خونه. میخوابی تا آروم بگیری. وقتی بیدار میشی ... چیزی که دوست داری میشنوی نیشخند حالت خوب میشه. یه نفس عمیق از ته دلت میکشی. خدارو شکر میکنی. آروم  میشی. این آرامش ارزش داره!!! خیلی زیاد لبخند

[ ٢٤ دی ۱۳٩۳ ] [ ۱٠:٠٩ ‎ب.ظ ] [ خودم! ] [ نظرات () ]

دوشنبه 8 دی 92

سلام

امشب رفتیم سینما، فیلم شیار 143! اول حس خوبی نداشتم که یه فیلم غم انگیزناک رو ببینم ولی بعدش به شدت از اینکه این فیلم رو دیدم حس خوشایندی بهم دست داد هرچند کلی گریان شدیم لبخند

بازیگرای خیلی خوبی داره اما لهجه های کرمونیشون افتضاح بودخنده معلوم بود کرمونی بلد نیستن مخصوصا بازیگر نقش یونس! یه تیکه کرمونی حرف میزد و یه تیکه تهرونینیشخند گلاره عباسی هم لهجه اش به بندری های بیشتر میخورد تا کرمونی

ولی درکل فیلم خوبی بود. خوشم اومد!

[ ۸ دی ۱۳٩۳ ] [ ۱٠:۱٢ ‎ب.ظ ] [ خودم! ] [ نظرات () ]

شنبه 6 دی 93

سلام

هوا بس ناجوانمردانه برای من سرد است. اصولا آدم سرمایی هستم.زبان

یه تصمیمی گرفتم و اون اینه که فعلا این موقعیته رو بچسبم و برم.کارش بدک نیست.با روحیات منفعل و غیرمبتکر من زیاد جور درنمیاد اما آخرش که چی! خلاصه فعلا برم منتها اگر ببینم شرایط موش گرفتن صرفا درراه رضای خداباشه!! قیدشو میزنم. مجانی کار نمیکنم نیشخند والا خوب یه انگیزه ای باید باشه دیگه قهر

این دل آدمیزاد یه وقتایی یه چیزایی میگه ها آدم میخواد بزنه لهش کنه.بدتر از همه اینکه کاش میفهمیدی خدا دقیقا میخواد چیکار کنه بازندگیت!!! الان دقیقا چه دعایی کنم خوبه خنده اصن یه وضعی شده که آرزوهامم گم کردم. والا!

منتها ناشکری تو کارم نیست.خدایا دمت گرم!!!! این روزای تکراری و روزمرگی هزاربرابر بهتر از اینه که خدایی نکرده یه اتفاق منفی بیفته!

خدایا شکرت.بابت همین روزای تکراری! همین روزایی که همه چی آرومه حتی اگر اتفاق مثبت وخبرای عالی توش نباشهلبخند

[ ٦ دی ۱۳٩۳ ] [ ۱٠:۱٥ ‎ب.ظ ] [ خودم! ] [ نظرات () ]
          مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

یه دختری که میخواد مثبت باشه :) به نطرات دوستان درمورد مطالب!!!! پاسخ میدم.
نويسندگان
صفحات اختصاصی
موضوعات وب
 
امکانات وب



  • وی جی وای ام
  • راسو
  • کارت شارژ همراه اول