لحظه لحظه

چهارشنبه 30 شهریور 90

خوب اینم از انتخاب واحد.20 واحد برداشتم که 6 واحدش توی لیست انتظارهنیشخند البته معمولا ثبت میشن. شنبه ها رو هم درس برنداشتم.البته نه اینکه از پیش تعیین شده باشه، وقتی دیدم شنبه خالیه دیگه واسش درس نگرفتم. البته بازم دوتا از امتحانام افتاد توی یه روزکلافه شیمی آلی و میکروبیولوژیناراحت ایشالا که درس میخونم و پاسشون میکنماز خود راضی

بااینکه حوصلم سررفته اما علاقه به دانشگاه رفتن ندارم.یه جورایی حوصله حرص خوردن ندارم.

باز باید تحمل کنم و ...

نوشته شده در ۳٠ شهریور ۱۳٩٠ساعت ٦:٢٢ ‎ب.ظ توسط خودم! نظرات ()

پنجشنبه 24 شهریور 90

چند روزی مانیتور نداشتیم تا بالاخره دو روز پیش یکی خریدیم. اما حوصله نداشتم بیام اینجا. از طرفی چیز خاصی هم واسه نوشتن نداشتم.همین الانشم ندارم. نجمه خانوم اینا آخرشم نیومدندگریه هر سال ضدحالمنتظر دانشگاه هم پیام نور و هم آزاد قبول شده اما نمیدونه چی بره.آبان هم عروسی سمانه است. ما که حتما نمیریمافسوس

29 شهریور انتخاب واحد دارم.خدا کنه همه چی خوب پیش بره...

نوشته شده در ٢٤ شهریور ۱۳٩٠ساعت ۱٠:٥۱ ‎ق.ظ توسط خودم! نظرات ()

دوشنبه 14 شهریور 90

وبلاگهای شخصی زیادی رو دیدم.بعضیا از طرف مامانا واسه بچه هاشون.بعضی هام از طرف همسرها واسه همدیگه یا باهمدیگه. بعضیام که شخصی بودن. منم تصمیم گرفتم اگر بشه اینجا بیشتر بیام بنویسم.جالبه که بازدید کننده ندارم.یکی دوتا نظری هم که برام میاد تبلیغاتیه.سوال الان که فکر میکنم میبینم بدم نمیاد دیگران نوشته هامو بخونن. آخه کسی که منو نمیشناسه.

شاید دفعه بعد بیام به چندتا از وبلاگای شخصی سر بزنم و دعوت کنم وبم رو ببینن...

نوشته شده در ۱٤ شهریور ۱۳٩٠ساعت ۱٢:٥٤ ‎ب.ظ توسط خودم! نظرات ()

شنبه 12 شهریور 90

بازم رمان با موضوع تکراری! بازم یه دختر خیلی خوشگل و همه چی تموم که یه شب درمیون خواستگار داره. هرجا میره پسرا یه دل نه صد دل عاشق میشن، اونم یه عشق پاک و وقتی می فهمن دختر اونارو نمیخواد براش آرزوی خوشبختی میکنن و از شدت غصه و حسرت میرن مسافرتخنده در نهایت هم یه پسر خیلی خوشتیپ و خوش قیافه عاشقش میشه و باهم ازدواج میکنن و سلام خوشبختیابرو

بااینکه عاشق رمان خوندنم اما همین چیزا اعصابمو خرد میکنه.همیشه دختر نقش اول رمانها قشنگه و چشم آهویی و ابرو کمونیه.مگه همه چی به زیباییه؟ همیشه همه پسرا دنبال دختر زیبا میگردن و بعد یادشون میفته چیزی به اسم نجابت و متانت و ... وجود داره؟ صدالبته که زیبایی هم مهمه اما دیگه نه اینقدر که همیشه تمام اتفاقات عاشقانه و قشنگ به دخترای خوشگل و زیبا باشه.

ماه رمضون هم تموم شد.زودتر از اونی فکرشو میکردم...

نوشته شده در ۱٢ شهریور ۱۳٩٠ساعت ۸:۳٥ ‎ب.ظ توسط خودم! نظرات ()

چهارشنبه 2شهریور 90(23 ماه رمضان)

اه اه اه اه اهعصبانیکلافه

لوکس بلاگ بالاخره وصل شد اما چه وصل شدنی. رفتم میبینم اووووووووه! گند زده وسط وبلاگم.گریههمه مطالبمو و لینکا و نظراتو و خلاصه هر تغییری که از مرداد ماه به بعد بود رو حذف کردهتعجبعصبانی حالا من چیکار کنم؟ دیگه حوصله ندارم همشونو دوباره بنویسم. اصلا شاید حذفش کنم و یه وب دیگه یه جای دیگه بسازم. اصلا چرا حذف کنم؟ میزارم همین جوری باشه یکی دیگه میسازمو آدرسشو میزارم توی اون.آخه حیف وبلاگم نبود؟افسوسگریه

دیشب رفتیم احیا.آخرین شب قدر بود.چه زود گذشت...

نوشته شده در ٢ شهریور ۱۳٩٠ساعت ٥:۱۱ ‎ب.ظ توسط خودم! نظرات ()


Design By : Pichak