لحظه لحظه

چهارشنبه 30 آذر 90

سلام به همه!

غرض از گذاشتن این پست تبریک گفتن شب یلداست به دوستای همیشه همراهم:

ازین شربت یکی پیمونه بردار / اناری آتشین دردونه بردار

درین یلدا تو شیرین کن لبانت / بیا قاچی ازین هندونه بردار

یلدای همتون مبارک

داداش بشار، نسیبه جون، درسای عزیز و حسنا بانوی مهربون! دوستتون دارم.

نوشته شده در ۳٠ آذر ۱۳٩٠ساعت ٧:٥٩ ‎ب.ظ توسط خودم! نظرات ()

دوشنبه 27 آذر 90

سلام به همه! حدس بزنین چی شده؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

                         کارت دانشجوییم پیدا شد.هوراااااااااااا

امروز بعد از کلاس ریاضیم رفتم دایره صدور کارت تا بپرسم کارت جدیدم کی صادر میشه. وقتی آقاهه اسممو پرسید یه دفعه گفت : یه کارت با مشخصات شما هست. دعا کن خودش باشه.بعد در کمال آرامش شروع کرد به نگاه کردن کارتها و منم هی حرص می خوردمنگران بالاخره پیداش کرد و بهم داد خلاصه اینکه خیلی خوبی بود مخصوصا" بعد از احساسات مختلفی که دیشب یقه مو گرفته بود. آخه دیشب خیلی کلافه بودم. احساس ناامیدی ، دلشکستگی ، نگرانی و بلاتکلیفی ول کن من نبودند و حتی الانم نیستن.ناراحتدل شکسته با هدیه دیروز بد حرف زدم و ناراحت شد و امروز هم رفت و نتونستم از دلش دربیارم. دیروز سرهمین قضیه کلی بهم ریختم.مرده شور اخلاق گند منو ببرنعصبانی قبل از اون هم سر یه چیزی که خودمم درست نمیدونم چیه دلم گرفته بود.یعنی میدونم به چی مربوطه اما ... مهم اینه که غمگین بودم.دلم تنگ بود اما نمیدونم واسه کی؟ از دست خودم عصبانی بودم اما درست نمیدونم واسه چی؟ یه حدسایی میزنم اما ... اصلا" ولش کن. کاش زودتر دانشگاه تعطیل شه من راحت شم.

نمره ی ریاضیم افتضاح شد.البته افتضاح مال یه دقیقه است.اما نمیدونم حذفش کنم یا نه. بقیه بچه ها هم زیاد راضی نبودن. حالا چیکار کنم؟گریه

فقط از نمره ی اقتصادم راضیماز خود راضی علوم زراعی هم تعریفی نداشت. فکر میکردم خیلی بیشتر بشم.ناراحت البته گفت نمره اشو توی پایان ترم تاثیر نمیده.

 خیلی می ترسم. شیطونه میگه برم ریاضیه رو حذف کنم که حداقل خیالم از بابت اون راحت باشه.من توی دبیرستان شاگرد درس خونی بودم اما حالا...نگران

عصری میخوام با یکی از دوستای قدیمی برم عباسعلی (مکان زیارتیه!) شاید اونجا آرومتر بشم.فرشتهفعلا" خداحافظ قلب

نوشته شده در ٢۸ آذر ۱۳٩٠ساعت ۱۱:٠٩ ‎ق.ظ توسط خودم! نظرات ()

دوشنبه 21 آذر 90

سلام حال شما؟ خوبید. دو سه روزی اینترنتمون قطع شده بود دلم واسه اینجا تنگ شده بود.بعدشم که به خاطر میان ترم فیزیک نتونستم درست و حسابی به اینجا برسم و فقط جواب نظرات رو گذاشتم.آخه بس که برام عزیز هستید دلم نمیخواد نظر هیچکس بدون جواب بمونهخجالتقلب

دیروز امتحان میان ترم فیزیک داشتم و شکر خدا به نظر خودم آسون بود. دعا کنین اشتباه نکرده باشم.

فردا و چهارشنبه و پنجشنبه هم نمرات درخشانمون رو تحویل میگیریم. علوم زراعی و ریاضی و اقتصاد ریاضی که ناامیدم. اما اقتصادمو خوب میشم ایشالا

چقدر راجع به درس حرف زدم. آخه موضوع دیگه ای نیست. زندگی یکنواخت می گذره و تمام اتفاقات جدید توی دانشگاه است و راجع به درسها.

راستی یه چیزی... جدیدا" کسی بهم متلک نگفته البته با نگاهشون بهم می فهمونن که نباید زیاد امیدوار باشم اما من تلاش میکنم به روی خودم نیارم.

تازه فهمیدم بچه های دبیرستان خیلی با جنبه تر بودن. اینجا توی دانشگاه با هرکدوم از دوستام شوخی میکنم احساس میکنم که ناراحت شده. البته بیشترشون جنبه دارن اما در کل تصمیم گرفته ام که سنگین تر برخورد کنم.هرچند تصمیم من تصمیم کبری است.هیچوقت عملی نمیشه. همش یه سوژه پیدا میکنم واسه شوخی و بعدشم نمیتونم هیچی نگم بچه ها هم اکثر مواقع همراهی میکنن اما بعضی وقتاهم همچین می زنن توی ذوق آدم که ...عصبانیخوب دوست دارم بگیم و بخندیم و به قول پسر خاله کلاه قرمزی شاد باشیم دیگه! مگه بده؟سوال تازه من که کسی رو مسخره نمی کنم. فقط باهاش شوخی میکنم. خیلیهاشون از روی شوخی به من میگن کوچولو اما من جنبه دارم چیزی نمیگم.چشمک (چقدر مظلومم!نیشخند)

بازهم پرحرفی کردم.شرمنده روی ماه همتونخجالت قلب

نوشته شده در ٢۱ آذر ۱۳٩٠ساعت ۱٠:۳۳ ‎ق.ظ توسط خودم! نظرات ()

چهارشنبه 16 آذر 90

سلام خوبید؟ خوشید؟ عزاداریهاتون مورد قبول باشه انشاالله.

این هفته کلا" واسم تعطیل شد. قرار بود امروز برم شیمی آلی ولی هرچی فکر کردم گفتم لابد بچه های شهرستانی و غیر کرمانی هنوز برنگشتن, پس تشکیل نمیشهچشمک حالا خدا کنه واقعا" تشکیل نشه. واسه غیبتم مشکلی نیست.مشکل جزوه گرفتنه و اینکه اگر خودم ننویسم هیچی از درس نمی فهمم.تازه احتمالا" استاد جبرانی هم میزاره. الان ساعت یازده و نیمه و من باید سرکلاس باشم که نیستمزبان

تاسوعا و عاشورا طبق معمول هر سال رفتیم شهرستان خودمون! اما دیشب که شام غریبان بود برگشتیم کرمان و رفتیم صفه عزاخونه. تاحالا نرفته بودم.خیلی خوب بود. حال و هوای خاصی داشت. از بین تمام روضه ها, روضه علی اصغر یه جور دیگه است. می تونی از ته دلت واسش زار بزنی و اشک بریزی. همین الانم اشک توی چشمامه. الهی بمیرم. فکر کن یه بچه شش ماهه رو اونجوری شهید کنن.چقدر آدم باید سنگ دل باشه. بعضی وقتا وقتی هیات ها رو می بینم و اینهمه آدم که با تمام وجود اشک می ریزن و امام حسین رو صدا می زنن باخودم میگم واقعا" اگر اون موقع همه ماها بودیم می رفتیم کمک امام حسین (ع)؟

خیلی حرف زدم.ایام خوبی داشته باشید.قلب راستی روز دانشجو بر دانشجویان امروز (نسیبه جون و درسای عزیز) و دانشجوی عزیز دیروز (داداش بشار) مبارک.

نوشته شده در ۱٦ آذر ۱۳٩٠ساعت ۱۱:٢۳ ‎ق.ظ توسط خودم! نظرات ()

چهارشنبه 9 آذر 90

سلام سلام سلام احوال دوستان گلم چطوره؟ امروز امتحان شیمی آلی داشتم. فکر میکنین چی شد؟؟؟؟؟؟؟؟ خیلی آسون بود البته امیدوارم بعدا" ضدحال نخورم.اصلا" فکرشم نمی کردم سوالا رو اینجوری بده.همه توقع داشتیم سوال تست هوش بده فردا هم اقتصاد دارم.دوستام فکر میکنن من توی اقتصاد عالی هستماز خود راضی البته بی راه نمیگن اما می ترسم گند بزنم بعد همه ازم ناامید بشننگران تورو خدا دعا کنید برام!

محرم هم که از راه رسید.این ایام رو بهتون تسلیت میگم. حتما" توی عزاداریها من رو هم دعا کنید.نسیبه جون! حتما" توی حرم امام رضا (ع) من رو هم یاد کن! داداش بشار و درسا جان هم که انشاالله منو فراموش نمیکنند.

خب دیگه! برم اقتصاد بخونم. بهترین ها رو براتون آرزو میکنم.شب همگی خوش!

نوشته شده در ٩ آذر ۱۳٩٠ساعت ۸:٠٦ ‎ب.ظ توسط خودم! نظرات ()

شنبه 5 آذر 90

سلام

من یه کمی حالم گرفته است. بخاطر میان ترم ریاضی! گند زدم در حد المپیک باید تا وقتی که نمره ها رو میده صبر کنم و بعدشم احتمالا" حذفش کنم.بامن حرف نزنافسوس

این هفته هم سه تا میان ترم پشت هم دارم.

اصلا " بی خیال! به قول استاد شیمی عمومی ترم اولمون, از دوحالت خارج نیست: یا پاس میشی یا می افتی. وقتی هم افتادی دوحالت بیشتر نداره: یا مشروط میشی یا نمیشی. وقتی هم مشروط شدی که میری خونه تون با خیال راحت به زندگیت می رسینیشخند منم زدم به بی خیالی. نهایتش اینه که اگر نمراتم خیلی درب و داغون بود, تغییر رشته میدم. همون تصمیمی که هرسال می گیرم. 

چقدر راجع به درس و دانشگاه حرف زدم. درمورد آب و هوا باید بگم چهارشنبه صبح بارون اومد تا ظهر.بعدم ابرها دوباره رفتند و دیگه برنگشتن. الان آسمون صاف صافه. دریغ از یه تکه ابر.

خوب دیگه!اینم از گزارش کار امتحان ما... هفته خوبی داشته باشید.

(راستی! داداش بشار و نسیبه عزیز! بازم نمی تونم واستون نظر بزارمناراحت اصلا" صفحه نظرات رو باز نمیکنه وبلاگتون.اما بدونید که همیشه به یادتون هستم.لبخند

نسیبه عزیزم. پستت رو خوندم و خیلی ناراحت شدم. واقعا" برای دوستت متاسفم که دوست گلی مثل تورو اذیت میکنه. تو زیاد خودتو ناراحت نکن.تقریبا" بیشتر آدما همین طورند. من خودم دوستتمقلب)

نوشته شده در ٥ آذر ۱۳٩٠ساعت ۱٠:۳٠ ‎ق.ظ توسط خودم! نظرات ()

سه شنبه 1 آذر 90

سلام (از حالا پستامو با سلام شروع میکنم.قبلا" بی ادب نبودما، اما خوب حالا که چندتا دوست گل دارم که همیشه بهم سر میزنن و منو مورد لطف خودشون قرار میدن پس منم بهشون سلام میکنم!خجالت)

از وضعیت هواشناسی بخوام بگم میگم متاسفانه کلا" همش ابریه.بدون بارون،بدون برف! البته امروز صبح ابرها رفتن واسه استراحت آخه نه که فعالیت زیادی داشتند،خسته شده بودند ( )و دوباره دم دمای ظهر برگشتند.

جمعه امتحان میان ترم ریاضی دارم.خدایا! به فریادمون برس! استادمون از دستمون شاکیه.میگه درس نمی خونید و قصد داره حال هممونو بگیرهsmiley واسم دعا کنیننگران

هفته آینده هم هشتم،نهم و دهم پشت سر هم امتحان دارم.کلافهدیگه اگر سالم منو ندیدید حلالم کنید.چشمک

خبر دیگه ای نیست...آهان یه چیز دیگه! رفتم توی فیس نما! عضو شدم.یه چیزی تو مایه های همون فیس بوک ولی مدل ایرونیشه! درست باهاش آشنا نشدم اما مثل بقیه شبکه های اجتماعیه. خب دیگه! حرفی ندارم. خوش بگذره. امیدوارم ماه آذر، ماه خوب و پرخاطره ای باشه برامون. خیلی می دوسمتون!( اه اه!اینقدر بدم میاد از این مدل حرف زدن!) همون دوستتون دارم قشنگ تره. پس: دوستتون دارم.  به  امید دیدار

نوشته شده در ۱ آذر ۱۳٩٠ساعت ٦:٥۳ ‎ب.ظ توسط خودم! نظرات ()


Design By : Pichak