لحظه لحظه

شنبه 6 مهر 92

سلاملبخند

من امروز اولین جلسه از آزمایشگاه شیمی آلی رو رفتم. تنها نیستم شکر خدا! یکی از دوستام هست. البته دوست که میگم یعنی همکلاسی ولی من درکل با همه بچه های کلاس راحتم. یکی از پسرها هم هست!

خلاصه که با این دوستم = مهسا! باهم هستیم.و اما ...گند زدیم امروز نیشخند آزمایش اول آزمایش اندازه گیری نقطه ذوب بود. جای همگی خالی زدیم ترموتر جیوه ای رو شکستیمخنده از فاصله پنج سانتی متری افتاد توی ظرف پارافین و فرت مخزن جیوه اش شکست. فکر کن! چه سوسولن این وسایل آزمایشگاهی قهرزبان استاده گفت فکرکنم یه سی تومن ضرر کردینا! ما هم به روی مبارک نیاوردیم. گفتیم به فدای سرمان! حالا که چی؟عینک

اینم از آزمایشگاه! خاطره ای به خاطرات دانشجویی اضافه شد

فعلا!

[ ٦ مهر ۱۳٩٢ ] [ ۱٠:٤٦ ‎ب.ظ ] [ خودم! ] [ نظرات () ]

Design By : Pichak