لحظه لحظه

شنبه 12 شهریور 90

بازم رمان با موضوع تکراری! بازم یه دختر خیلی خوشگل و همه چی تموم که یه شب درمیون خواستگار داره. هرجا میره پسرا یه دل نه صد دل عاشق میشن، اونم یه عشق پاک و وقتی می فهمن دختر اونارو نمیخواد براش آرزوی خوشبختی میکنن و از شدت غصه و حسرت میرن مسافرتخنده در نهایت هم یه پسر خیلی خوشتیپ و خوش قیافه عاشقش میشه و باهم ازدواج میکنن و سلام خوشبختیابرو

بااینکه عاشق رمان خوندنم اما همین چیزا اعصابمو خرد میکنه.همیشه دختر نقش اول رمانها قشنگه و چشم آهویی و ابرو کمونیه.مگه همه چی به زیباییه؟ همیشه همه پسرا دنبال دختر زیبا میگردن و بعد یادشون میفته چیزی به اسم نجابت و متانت و ... وجود داره؟ صدالبته که زیبایی هم مهمه اما دیگه نه اینقدر که همیشه تمام اتفاقات عاشقانه و قشنگ به دخترای خوشگل و زیبا باشه.

ماه رمضون هم تموم شد.زودتر از اونی فکرشو میکردم...

[ ۱٢ شهریور ۱۳٩٠ ] [ ۸:۳٥ ‎ب.ظ ] [ خودم! ] [ نظرات () ]

Design By : Pichak