لحظه لحظه

دوشنبه 4 مهر

امروز ساعت 7 و نیم کلاس ریاضی 2 داشتم و به اجبار مثل یه دختر خوب صبح ساعت ششخمیازه بیدارش شدمتشویق استادم همونیه که ریاضی 1 باهاش داشتم. دختر خوبیه و خیلی خوب درس میده اما یکمی سخت گیره.خوشبختانه باچند تا از دوستام کلاسمون مشترکه.میخوام این ترم اگر خدا بخواد درسامو از همین اول بخونم تاروی هم جمع نشهیولاز خود راضی

خلاصه اینکه الان خونه ام و امروز دیگه کلاس ندارم. هیشکی امروز بهم متلک نگفت.کاش همیشه همین طور بمونه.اما کلی حرص خوردم وقتی سال اول ها رو دیدم که همشون از من قد و هیکلشون بزرگتره و حداقل بهشون میاد دانشجو باشم.

ای کاش به منم میومد دانشجو باشم...خیال باطل

[ ٤ مهر ۱۳٩٠ ] [ ۱۱:۱٦ ‎ق.ظ ] [ خودم! ] [ نظرات () ]

Design By : Pichak