لحظه لحظه

چهارشنبه 16 آذر 90

سلام خوبید؟ خوشید؟ عزاداریهاتون مورد قبول باشه انشاالله.

این هفته کلا" واسم تعطیل شد. قرار بود امروز برم شیمی آلی ولی هرچی فکر کردم گفتم لابد بچه های شهرستانی و غیر کرمانی هنوز برنگشتن, پس تشکیل نمیشهچشمک حالا خدا کنه واقعا" تشکیل نشه. واسه غیبتم مشکلی نیست.مشکل جزوه گرفتنه و اینکه اگر خودم ننویسم هیچی از درس نمی فهمم.تازه احتمالا" استاد جبرانی هم میزاره. الان ساعت یازده و نیمه و من باید سرکلاس باشم که نیستمزبان

تاسوعا و عاشورا طبق معمول هر سال رفتیم شهرستان خودمون! اما دیشب که شام غریبان بود برگشتیم کرمان و رفتیم صفه عزاخونه. تاحالا نرفته بودم.خیلی خوب بود. حال و هوای خاصی داشت. از بین تمام روضه ها, روضه علی اصغر یه جور دیگه است. می تونی از ته دلت واسش زار بزنی و اشک بریزی. همین الانم اشک توی چشمامه. الهی بمیرم. فکر کن یه بچه شش ماهه رو اونجوری شهید کنن.چقدر آدم باید سنگ دل باشه. بعضی وقتا وقتی هیات ها رو می بینم و اینهمه آدم که با تمام وجود اشک می ریزن و امام حسین رو صدا می زنن باخودم میگم واقعا" اگر اون موقع همه ماها بودیم می رفتیم کمک امام حسین (ع)؟

خیلی حرف زدم.ایام خوبی داشته باشید.قلب راستی روز دانشجو بر دانشجویان امروز (نسیبه جون و درسای عزیز) و دانشجوی عزیز دیروز (داداش بشار) مبارک.

[ ۱٦ آذر ۱۳٩٠ ] [ ۱۱:٢۳ ‎ق.ظ ] [ خودم! ] [ نظرات () ]

Design By : Pichak