لحظه لحظه

دوشنبه 27 آذر 90

سلام به همه! حدس بزنین چی شده؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

                         کارت دانشجوییم پیدا شد.هوراااااااااااا

امروز بعد از کلاس ریاضیم رفتم دایره صدور کارت تا بپرسم کارت جدیدم کی صادر میشه. وقتی آقاهه اسممو پرسید یه دفعه گفت : یه کارت با مشخصات شما هست. دعا کن خودش باشه.بعد در کمال آرامش شروع کرد به نگاه کردن کارتها و منم هی حرص می خوردمنگران بالاخره پیداش کرد و بهم داد خلاصه اینکه خیلی خوبی بود مخصوصا" بعد از احساسات مختلفی که دیشب یقه مو گرفته بود. آخه دیشب خیلی کلافه بودم. احساس ناامیدی ، دلشکستگی ، نگرانی و بلاتکلیفی ول کن من نبودند و حتی الانم نیستن.ناراحتدل شکسته با هدیه دیروز بد حرف زدم و ناراحت شد و امروز هم رفت و نتونستم از دلش دربیارم. دیروز سرهمین قضیه کلی بهم ریختم.مرده شور اخلاق گند منو ببرنعصبانی قبل از اون هم سر یه چیزی که خودمم درست نمیدونم چیه دلم گرفته بود.یعنی میدونم به چی مربوطه اما ... مهم اینه که غمگین بودم.دلم تنگ بود اما نمیدونم واسه کی؟ از دست خودم عصبانی بودم اما درست نمیدونم واسه چی؟ یه حدسایی میزنم اما ... اصلا" ولش کن. کاش زودتر دانشگاه تعطیل شه من راحت شم.

نمره ی ریاضیم افتضاح شد.البته افتضاح مال یه دقیقه است.اما نمیدونم حذفش کنم یا نه. بقیه بچه ها هم زیاد راضی نبودن. حالا چیکار کنم؟گریه

فقط از نمره ی اقتصادم راضیماز خود راضی علوم زراعی هم تعریفی نداشت. فکر میکردم خیلی بیشتر بشم.ناراحت البته گفت نمره اشو توی پایان ترم تاثیر نمیده.

 خیلی می ترسم. شیطونه میگه برم ریاضیه رو حذف کنم که حداقل خیالم از بابت اون راحت باشه.من توی دبیرستان شاگرد درس خونی بودم اما حالا...نگران

عصری میخوام با یکی از دوستای قدیمی برم عباسعلی (مکان زیارتیه!) شاید اونجا آرومتر بشم.فرشتهفعلا" خداحافظ قلب

[ ٢۸ آذر ۱۳٩٠ ] [ ۱۱:٠٩ ‎ق.ظ ] [ خودم! ] [ نظرات () ]

Design By : Pichak