لحظه لحظه

چهارشنبه 17 آبان 91

سلام

یه امشب ما نیت کردیم یه پست بذاریم و چرت وپرت بگیم، این پرشین بلاگ حالش خوب نیست. همچین زورش میاد صفحه باز کنه.فکر کنم باهام قهر کرده که دیر به دیر میام سراغش. خندهخوب تقصیر من نیست که. همه عالمو آدم میدونن تا الان که من عاششششق این صدای تلق تلق دکمه های کیبوردم.خیال باطل ولی یه مدت اینترنتم هندلی بود.بعدشم که وقت نکردم. از همه مهمتر اینکه چیز خاصی نبود بنویسم. همین الانشم نیست. اومدم از درو دیوار بنویسم و اینکه مثلا" کلاغه قارقار کرد.منتظر

ما امروز نیز بیکار بودیم.خوشم میاد اینقدر حرص خوردم که چرا این درس دوواحدی عملیات رو برداشتم و عصبانی بودم یه روز تعطیل ندارم،ولی رسما" تعطیلیم. کلاس نمیریم که. نه بازدیدی،نه درسی،نه جزوه ای. حالا خوشحال نیستم ولی ناراحتم نیستم.( دیالوگ داوود توی دزد و پلیس!)

ازاین سریال  (دزد و پلیس)فقط به خاطر نقش داوود خوشم میاد. خیلیییییی باحاله. نصف دیالوگها و چرت و پرتاش افتاده سر زبونمنیشخند (الانم درحال پخشه!) مخصوصا" این دیالوگش که میگه : اینکه دارم موجبات خنده و شادی شما رو حتی توی بدترین شرایط فراهم میکنم، شدم آدم بد؟زبان خیلی باحاله.

دیروز با سمانه رفتیم گروه خونیمونو تعیین کردیم.واسه تکمیل مدارکمون جهت شرکت درآزمون رانندگی و اخذ گواهینامهنیشخند هنوز معاینه چشم نرفتیم. گروه خونیم : A اونم از نوع بچه مثبتش! خوشمان آمد.

این زری بانو!!!! دوست جان ما هم در دانشگاه ،یه چندوقته هی فرت و فرت سوتی میده جلوی یه بنده خدا! امشبم داشت توی مسنجر سوتی امروزشو تعریف میکرد. دقیقا" هفته قبل همین موقع یه سوتی خیلی عظیم داده بود. الهی بگردم! بیچاره کلی حرص میخورد.منم هی بهش خندیدم.خندهنیشخند

بانجمه بانو نیز چت کردیم.هم امشب و هم دیشب و هم پریشب! حالا بماند که پریشب این اینترنت منو کشششششششت تا یه کلمه حرف زدیم ولی آخرشم قطع شد و نذاشت به حرف زدنمون بپردازیمکلافه ولی امشب بچه خوبی شد و قطع نشد. (حالا چشم نخوره همین الان!)کلی حرف زدیم.دیشب با تعریف کردن یه موضوعی حالمو گرفت.ناامید شدم از پیدا کردن یه مرد مدعی عشق،توی این دنیای مزخرف که پای حرفش بمونه.البته دور از جون شما! حالا عشق وعاشقی بخوره توی سرش! ولی سوء استفاده از اعتماد دوستت و خانواده اش خیلی حرص درآرهعصبانی

جدیدا" زیاد عاشق میشم. عاشق آدمیزاد نه هااااااااا! عاشق چیز میزای دورو ورم. یکیشون این شکلکه: نیشخند اینقدر توی چت کردن ازش استفاده میکنم که طرف مقابل صداش درمیاد. نجمه کلی حرص میخوره که واسش پوزخند میزنم. ولی شکلک باحالیه هانیشخند

راستییییییییییییی! ما بایه دوست جووووووون خیلی عزیز دیدار داشتیم  دوهفته قبل! به قول خودش ندیده دوسش داشتم دیده بیشتر! اسمشو بگم؟ بگم؟ بگم؟

نسیبه!!!!!! یوهوووووووووووووووووو باهم رفتیم دانشگاه.خیلی خوش گذشت.

دیگه چی بگم؟؟؟؟؟؟ دیگه هیچی نمیگم. میخوام برم دزد و پلیس نگاه کنمنیشخندخیال باطل

شبتون مهتابی! (آفرین دارم پیشرفت میکنم.)

[ ۱٧ آبان ۱۳٩۱ ] [ ۸:٥٤ ‎ب.ظ ] [ خودم! ] [ نظرات () ]

Design By : Pichak