لحظه لحظه

سه شنبه 3 بهمن 91

اوووووووه! چقدر دیر اومدم. ولی خوش اومدم.چشمک

سلام

دیشب زلزله شد! خبر از این داغ تر.البته امسال این دومیش بودا. اولیه طرفای کوهپایه بود.این دیشبیه طرفای سیرچ! خییلییییییییییی طولانی بود دیشب و البته شدید.ناراحت

ما که دیگه عادت کردیم به این تکونای گاه و بیگاه زمین ولی دیشب واقعا" ترسناک بود. استرساسترسدیگه داشت گریه ام می گرفت.نگرانهرچی صبر می کردیم مگه تموم میشد حالا! بازم شکر خدا به خیر گذشت.البته هنوز خبری از سیرچ ندارم ببینم کسی طوریش شده یانه. ایشالا که نشده.

یکی از همکلاسیهام اصفهانیه. این دو سه روزی که هوا گرم شده بود هی می گفت من میدونم آخرش زلزله میشه. سقت سیاه فرشته!منتظر

امتحانات هم داره تموم میشه کم کم.دوتا دیگه دارم که البته واسه اون آخریه باید کلی حرص بخورم و جوش بزنم.البته نه خیلی! من اهل جوش زدن واسه درس به اون صورت نیستم.حداقل به پای پری که نمی رسم. خودشو میکشه بس که استرس داره.کلافه

دیگه چی بگم؟ دلم واسه نسیبه بانو تنگ شده. اونم درگیر امتحاناشه.ماچ

مرسی داداش بشار که همچنان لطفتون شامل حال لیست نظراتم میشه.لبخند

[ ۳ بهمن ۱۳٩۱ ] [ ۱۱:۳٩ ‎ق.ظ ] [ خودم! ] [ نظرات () ]

Design By : Pichak