لحظه لحظه

سه شنبه 15 اسفند 91

سلاملبخند

وای من چقدر خسته ام.فردا هم هفت ونیم کلاس دارم.خمیازه منتهی دلم واسه وبلاگ کوشولوم تنگ شد اومدم چند خط جفنگیات سر هم کنمنیشخند صرفا از شکلکهای پرشین بلاگ استفاده میکنم چون که با فایرفاکس اومدم و شکلک ها رو کپی نمیکنهمنتظر منم حسش رو ندارم برم با اکسپلوررخجالت

دیگه روزای آخر سال نود و یکه ها! فکرکن. پانزده روز مانده به سال 1392. استرس و شادی! دوتا حس متضاد که آخر سال میاد سراغ من.ولی کلا این روزا رو دوست دارملبخند

هفته دیگه تا بیست و سوم اینا بیشتر نمیریم.

فهیمه عقد کرد! فاطمه هم در شرف عقده!خیال باطلالهی خوشبخت باشنقلب

امروز با خودم گفتم کاش روز اولی که اومدیم دانشگاه, یه دفتر کوشولو یا یه چیزی درست کرده بودم واسه نوشتن خاطرات دانشگاه. خاطره مینویسم ولی نوشتن یه سری اتفاقات حتی ریزه میزه, باعث میشه بعدا" کلی یاد خاطرات خوبت بیفتی و حال کنیخیال باطل

شبتون قشنگ!

[ ۱٥ اسفند ۱۳٩۱ ] [ ۱٠:٤۱ ‎ب.ظ ] [ خودم! ] [ نظرات () ]

Design By : Pichak