لحظه لحظه

یکشنبه 4 فروردین 92 قلب

یه سلام بهاری مدل 92چشمک

احوال شما؟ تعطیلات خوش میگذره؟

از کی دارم می پرسم؟ از یه مخاطب احتمالی یا نسیبه که با اس ام اس در تماسیم با هم و چندوقت یه بار میاد اینجا؟ شایدم از اونایی که میان میگن وای وای! وبت خیلی قشنگه به منم سر بزنخنثی حالا شرط می بندم یه دونه پست هم نخوندهمنتظر

اااااااا.حدیث؟ دختر بد!قهر قرار نشد گله کنی.اینجا یه دفتر خاطراته. به قول اجنبی ها :

just for u! فقط مال خودته اوکی؟نیشخندمال وقتایی که دلت واسه تق تق کردن صفحه کلید تنگ میشه.

از عصر چهارشنبه بعد از سال تحویل، تشریف بردیم شهرستان تا همین دیروز صبح (صبح شنبه) خونه مادربزرگها همه رو زیارت کردیم از اقوام درجه یک من.پنجشنبه ظهر طبق معمول هرسال خونه مادربزرگ مادری جمع شدیم.بعدشم رفتیم عید دیدنی بقیه شامل دایی های مامانم و دایی ها و خاله بابام.عینک

اوف! شنیدی میگن خودم کردم که لعنت برخودم بادا بادا مبارک بادا؟ اومدم ثواب کنم اما از بی حوصلگی خودم بی اطلاع بودم.یارو اومد تو یکی از این سایت های اجتماعی درخواست دوستی داد.حالا میگم یارو ولی طرف دخترهزبان شروع کرد به درددل و اینا و منم که سنگ صبور! گوش دادم به حرفاش. بعدم شماره و اینا خواست. آشنایی منو نسیبه هم مجازی بود اما واقعا" نسیبه رو باورش کردم تا باهاش دوست شدم. حتی قبل از دیدنش احساس میکردم می شناسمش.لبخنداز اس ام اس دادن بهش واهمه نداشتم.اما این فرق میکنه.مطمئنم دختره و از این بابت شکی ندارم اما از اینکه بهش امید دادم روی من به عنوان یه دوست صمیمی حساب باز کنه ناراحتم.نمیدونم چرا!ناراحت احساس بی رحمی بهم دست داده.فکر میکنم چقدر دختر بدی ام.واقعا" دلم میخواد کمکش کنم اما یه جوریه که باهاش غریبم.نمیتونم باهاش ارتباط برقرار کنم.اصن یه جوری که... اه! این از اون موقع هاست که خودمم نمی فهمم حرف حسابم چیهکلافهوالا. آخه اینم احساسه من دارم؟زبان

دهم فروردین نیت کردیم بریم لار انشاالله! خوشحالم.واسه دیدن نجمه!خیال باطل

چقدر سرده اینجا.این همسایه پایینیمون نیست و شوفاژ ساختمونش خاموشه و این تاثیر گذاشته روی خونه ما. چپیدم کنار شوفاژ اما پاهام سرده سردهنگران

دیگه حرف زدنم نمیادنیشخند شبم و شبتون خوشقلب

[ ٤ فروردین ۱۳٩٢ ] [ ۱٠:٠٤ ‎ب.ظ ] [ خودم! ] [ نظرات () ]

Design By : Pichak