لحظه لحظه

پنجشنبه 15 فروردین 92لبخند

سلام....

ما رفتیم و برگشتیم و بسیااااااااااااار اوقات خوشی داشتیم.خدا جونم شکرت!

بهله!ما رفتیم لار.پیش دوستان خانوادگیمون که مثل فامیل نزدیک یا شاید حتی بیشتر دوستشون دارم. شنبه رسیدیم و دیروز هم برگشتیم. خیلی خوش گذشت. مخصوصا" دوشنبه که رفتیم یه سفر یک روزه طرفای عسلویه و بندر بستانو و پارسیان و اینا! خیلی باحال بود. کلی هم توی راه و پارک ها که واسه نماز و غذا می موندیم تاب بازی کردیمکلی هم فیلم و عکس گرفتم که البته توی هیچکدوم از فیلما خودم نیستم. چون فیلمبردار طبق معمول همیشه خودم بودم. قرار بود شب زود برگردیم که بریم باغ آش بخوریم و اینا که دیر رسیدیم.البته خیلی دیر رسیدیم حدود یک نصفه شبنیشخند حیف که وسیله نداشتیم و خیلی خسته بودیم وگرنه بقیه رفته بودن باغ چادر زدن واسه سیزده، ما هم می تونستیم بریم!

سیزده به در هم رفتیم باغ.اونم خوش گذشت.تا شب بودیم.مثل همیشه خیلی زود گذشت اما خوش گذشت.

شنبه میرم واسه تکمیل مدارک برای گواهینامه.لار که بودیم  وحید می گفت دوماه طول میکشه تا گواهینامه برسهتعجبخنثی

یکشنبه هم باید تشریف ببریم دانشگاه بعد بیست و خوردی روز! فکرشو بکن

سال خوبی داشته باشید

[ ۱٥ فروردین ۱۳٩٢ ] [ ٩:٠٦ ‎ب.ظ ] [ خودم! ] [ نظرات () ]

Design By : Pichak