دوشنبه 25 مهر90

دیروز تا هفت شب کلاس داشتم و آخرین کلاسم فیزیک مغناطیس بود.(همون که استاد جون 0.25 بهم نداد تا پاس شم) ایشون دیشب لطفشون رو کلا به ما روزانه های ورودی 89 تموم کرد.

یکی از خانومهای شبانه پرسید: استاد شما سوالا رو خیلی سخت طرح میکنید؟ سوال

استاد گفت: نه! در حد تدریسم!

دانشجو: آخه بچه های ترم قبل (منظورش ما بودیم!) گفتن خیلی سوالاتون سخته

استاد: اگر سوالای ترم قبل رو سخت دادم، واسه این بود که جو کلاس خیلی بد بود. اونجا رو با مدرسه اشتباه گرفته بودند من خواستم بهشون یادآوری کنم دانشجواند. (2 28)

منم بااینکه عصبانی شدم اما هیچی نگفتم.میخواستم بگم: استاد جون! شما گناه چندتا آقا پسر شلوغ رو به پای همه بچه های فلک زده کلاس نوشتی.من بیچاره هم که امتحان شیمی و فیزیکم توی یه روز بود گند زدم.البته شیمی رو پاس شدم خدا رو شکر.

آخه شما بگید این انصافه؟ تازشم کلاس ما خیلی کوچیک بود ترم قبل، و استاد جون روی همه تسلط کافی داشت. واسه همین کوچکترین لبخند رو میدید و کمترین صدا رو می شنید. خب دانشجوایم. جوونیم دیگه! مگه خودش دانشجو نبوده؟ این انصاف بود جلوی بچه های شبانه اینجوری مارو ضایع کنه؟

تازه آخرشم برگشته میگه : جو کلاس شما این ترم خیلی خوبه. ازتون راضیم...2 28

/ 3 نظر / 15 بازدید
زیــبــا جـــونـــ

سلام دوست عزیز خوبی؟! میگم من آپم حتما به وبلاگم سر بزن،یه خبر داغ دارم یه خبر داغ دارم [نیشخند] بدو بیاها! کارت دارم،اومدی حتما هم عضو شو تا بفهمی [نیشخند][قلب] منتظرتم!!!

درسا

دانشجو باید بیفته..دانشجویی که نیفته که بهش نمی گن دانشجو..

بشار

سلام صبح بخیر روزهای پاییزی خیلی زیبا هستند ولی در عین حال خیلی هم دلگیر و دلتنگ کننده ... سعی کن همه چی رو به دل نگیری و از هر چیزی لذت ببری و خوش باشی ... جو دانشگاه همه جا همینه با استادان مغرور و متکبر ... شاد باش و همیشه خوشحال ! [چشمک][لبخند][قلب]