روزای بی رویا...

به نام خدا

یعنی بی انگیزگی، ناامیدی و بیخیال آرزو شدن از ویژگی های بارز این روزهای منه. هیچ حسی ندارم. هیچ رویا و امید و آرزویی ندارم. همه چی برام مسخره بازی و لوس بازیه. از فیلما بدم میاد. از بعضی آدما بدم میاد.

خیلی چیزا رو تحمل میکنم چون برام دیگه معنی نداره بخوام بهتر بشه اوضاع...

خدارو هنوز شاکرم. در بالاترین حد ممکن چون سایه خانوادم بالای سرمه و این دعا رو هیچوقت هیچوقت ترک نکردم و نمیکنم اما چیز دیگه ای هم نمیخوام ازش...

خیلیییی سوال توی ذهنمه... خیلی زیاد... اما دنبال جوابش هم نیستم

برام واقعا دیگه هیچی اهمیت نداره...

توی دفتر رفتارا و حرفای مفت و تکراری کارفرما روی روانمه اما باعث نمیشه قطعی تصمیم بگیرم نرم. چون هرچی سرم شلوغتر باشه، اعصابم راحت تره.حتی شده برای یک ماه...

دیگه هیچی برام مهم نیست.... میگذرونم... فقط که بگذره تا بلکه برسیم به جاهای خوب قصه....

حال این روزای مردم و کشور هم بی تاثیر نیست توی احوالاتم اما به سوالات ذهنیم بیشتر اضافه کرده.....کلافه ترم کرده...

/ 0 نظر / 13 بازدید