جمعه 3 آبان 92

سلام چشمک

عید گذشته مبارک باشه.لبخند

این هفته، هفته علافی بودنیشخند البته علافی از نظر درسی. چون کلاسای یکشنبه و دوشنبه و پنجشنبه تعطیل شد.چهارشنبه هم که کلاس ندارم. فقط شنبه و سه شنبه رفتم دانشگاه اونم واسه درسای یه واحدی مثل آزمایشگاه و تربیت بدنی.عینک

مامان پنجشنبه گذشته عمل کرد.خدا رو شکر الان بهتره ولی خوب یه کم درد داره. پنجشنبه و جمعه بستری بود که هردوشب رفتم بیمارستان. شنبه صبح هم مرخص شد. خوبی تعطیلی های این هفته همین بود که بهتر تونستم به مامان و کارای خونه برسم.

چهارشنبه با زری و حمیده رفتیم سینما، فیلم هیس! دخترها فریاد نمیزنند. خیلی غمگین بود.آخرشم خوب تموم نشد. ناراحتولی درکل فیلم خوبی بود. خدا کلا اخروعاقبتمون رو بخیر بگذرونه با بعضی اتفاقاتی که می افته. والا!

امشب عروسی دعوت شدیم.برادرشوهر عمه ام که پسردایی بابام هم میشه اما خوب نمیریم.

اوف بعد از یه هفته بیکاری کی دیگه حوصله دانشگاه رو داره؟منتظر

/ 3 نظر / 12 بازدید
مهدی

یه هفته بعد تعطیلات بری دانشگاه انگاری با یه صدای وحشتتاک از خونه بلند بشی بگن چیزی نیست زلزله است بدو در ریم...

بشار

قطار باید اسیر ریل بماند چون نتیجه ی آزادیش فاجعه است !

اشرف

خوب خدا رو شکر که مامانتون بهتر شدن،انشالله که دیگه مریضی سراغشون نیاد[لبخند]