دوشنبه 18 مهر 90

یه چند روزی سرم شلوغ  شد و از طرفی اتفاق خاصی نبود به همین دلیل نیومدم اینجا. البته نظرات دوستامو میخوندم و واقعا ممنونم از آقا بشار که هرروز صبح برام آرزوی داشتن یه روز خوب کردند. من هیچوقت دوستان خوبم رو فراموش نمی کنم.

دیروز رفتیم آزمایشگاه میکرو. یکمی دیر رسیدیم با دوستام. وقتی وارد آزمایشگاه شدیم بچه بدی شدم و واسه یکی از دوستام شکلک درآوردم.خجالتبعد همون دوستم گفت : خیلی دیوونه ای! فکر کنم استاد فهمیدتعجب تا آخر کلاس همش حرص خوردم.البته بقیه بچه ها میگن اگر دیده بود همون لحظه بهت می گفت. خلاصه اینکه دیروز حسابی ضایع بازی درآوردم. سرکلاس فیزیک مغناطیس هم فهمیدم که استاد جون از دخترهای روزانه فقط منو پاس نکردهعصبانیو از ترم قبل فقط من بودم و 4 تا از پسرهای همکلاسیم. حالا حال و روز منو تصور کنیدhttp://s1.picofile.com/file/6397061366/drop42.gif  اگر ترم قبل به جای یک و هفتاد و پنج ، بهم دونمره اضافه کرده بود پاس میشدم.بیست و پنج صدم!!! ازم دریغ کرد.افسوس فکر کن!

واقعا هدف استادها از انداختن دانشجوهاشون چیه؟

/ 6 نظر / 8 بازدید
بشار

شیرینی و خاطرات خوش دانشگاه به همین چیزهاست ... من و دوست صمیمیم همیشه ته کلاس می نشستیم اساتید ما هم اغلب یا وکیل بودن یا قاضی ... سر کلاس یه وکیل که خیلی توپوق میزد و خیلی متکبر و مغرور بود ( خانومش دکتر بود و شلوارش رو تا میتونست بالا می کشید و براش کوتاه میشد خیلی ضایع بود ) ما می خندیدیم و اداشو در می آوردیم ... اونهم فهمید و عمدا ما رو انداخت و بهمون نمره ی 3 داد ...

بشار

ترم بعد استاد اون درس فقط اون وکیله بود مجبور شدیم باز هم با اون واحد گرفتیم ولی لج که کرده بود اون ترم هم هر دوی ما رو انداخت ترم بعد هم که مجبور بودیم با اون درس برداریم روز اول دانشگاه اومدین ردیف اول و جلوی میزش نشستیم ... همین که وارد کلاس شد و ما رو دید خندش گرفت و ما هم خندیدیم . اومد نشست و حضور غیاب کرد و وقتی به ما رسید با خنده گفت مثل اینکه این ترم سر عقل اومدین و میخواین این سه واحد رو پاس کنین ... ما هم تایید کردیم که پشیمونیم و ببخشید ... بالاخره دوست شدیم ولی قضیه دیگه برعکس شده بود هر جلسه اون وقتی چشمش به ما میافتاد می خندید و سعی میکرد در طول کلاس به ما نگاه نکنه ما هم که از خجالت خودمون رو می گرفتیم تا کلاس تموم بشه و خلاصه اون درس 3 واحدی پاس شد ...

بشار

سلام صبح بخیر روز خوبی داشته باشی و خدا پشت و پناه لحظه لحظه هات ... [لبخند][لبخند][لبخند]

بشار

سلام و صبح بخیر [قلب][قلب][قلب] [گل][گل][گل]

بشار

سلام و صبح بخیر آخر هفته ی پر از شادی و نشاطی داشته باشی ... [لبخند][قلب][چشمک]

بشار

گفتم: خدایا سوالی دارم ؟ گفت: بپرس ... گفتم: چرا هر موقع من شادم ، همه با من میخندن ، ولی وقتی غمگینم کسی با من نمی گرید ؟ گفت: خنده را برای جمع آوری دوست و غم را برای انتخاب بهترین دوست آفریدم ...!