دوشنبه 4 مهر

امروز ساعت 7 و نیم کلاس ریاضی 2 داشتم و به اجبار مثل یه دختر خوب صبح ساعت ششخمیازه بیدارش شدمتشویق استادم همونیه که ریاضی 1 باهاش داشتم. دختر خوبیه و خیلی خوب درس میده اما یکمی سخت گیره.خوشبختانه باچند تا از دوستام کلاسمون مشترکه.میخوام این ترم اگر خدا بخواد درسامو از همین اول بخونم تاروی هم جمع نشهیولاز خود راضی

خلاصه اینکه الان خونه ام و امروز دیگه کلاس ندارم. هیشکی امروز بهم متلک نگفت.کاش همیشه همین طور بمونه.اما کلی حرص خوردم وقتی سال اول ها رو دیدم که همشون از من قد و هیکلشون بزرگتره و حداقل بهشون میاد دانشجو باشم.

ای کاش به منم میومد دانشجو باشم...خیال باطل

/ 2 نظر / 3 بازدید

سلام عزیزم..ریاضی 2؟اگه مهندسی بخونی پس ترم دو هستی[نیشخند]..باور کن منم همه ی این سالها چه دبیرستان و چه دانشگاه همیشه به خودم قول می دادم از اول ترم درس بخونم ولی انگار ذاتم شب امتحانیه[خنثی].. مهم اینه که خودت می دونی دانشجو هستی چیکاره بقیه داری..[ماچ]

درسا

یادم رفت اسممو واسه کامنت قبل وارد کنم..درسا هستم